با سلام

امروز ((روز دوشنبه صبح ))ساعت ۶.۵۰ صبح رفتم ماشين را سوار شوم تا بيام محل کار اما از برکات برقراری امنيت کامل که شعار  نيروی انتظامی است  شامل حال اکثريت مردم شده شامل حال ماهم شد شيشه ماشين را شکسته وضبط وباند ومقداری پول وتعدادی نوار ومدارک وقرآن داخل ماشين را دزديده بودند پس از تماس با پليس ۱۱۰ وانتظار ۲۰ دقيقه ای يک موتور سوار آمد وبا حالتی تمسخر آميز گفت به ما گفتن درگير است وخلاصه کلی ناراحت شدند که چرا برای يک دزدی ضبط ماشين بسيار پيش پا افتاده که در روز چند صد مورد رخ می دهد مزاحم وقت آقايان شده ايم خلاصه يک برگه به مادادند وگفتند که اگر شکايت داری پر کن ماهم با کمال پرويی برگ شکايت را پر کرده وبه انهاداديم ومامورين خدوم پليس هم يک برگه به من دادند وگفتند برو به کلانتری من هم با کمال احترام برای فرمايش پليس به کلانتر رفتم واما خدا انشاالله هيچ بنده ای را گرفتار کلانتری نکند ...... با کلی پاسخ دادن به سولات متعدد سربازان وافسران رفتم داخل کلانتری پس ازپرسو جو در مورد اينکه بابااين بر  برگه را که مامورين خدوم پليس به مادادند با يد به چه شخصيت مهمی بدهيم يک نفر مراجعه کننده که گويا قبلا گرفتار يک چنين مشکلی شده بود به ماگفت برو اطاق افسر تجسس ما هم از همه جا بی خبر وارد اطاق افسر تجسس شديم کلی دری بری شنيديم وبازجويی پس داديم به اين جرم که چرا ضبط ماشين مارا دزديدند گويا من دزد هستم وبرگه را که مامور خودشان به من داده بود را ازمن گرفت وپرت کرد روی ميز وبه من گفت برو با تو تماس خواهيم گرفت و.............

  
نویسنده : مرتضی baghani ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٤
تگ ها :