بنام حضرت دوست

باسلام وعرض تبريک به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۴ خدمت شما دوستان واما در ايام  عيد چه بر من گذشت

روز اول : به منزل پدر خانم  رفتيم  اما ای کاش پدر خانم را در اين وضعيت نمی ديدم  وضعيت جسمی او بسيار بد بود اخداوند منان می خواهم که هر چه زود تر اورا شفا دهد انشاالله

روز دوم : همچون روز اول ما  صبح زود به منزل پدرخانم رفتيم تا شب آنجا بوديم

روز سوم : به منزل عمه رفتيم وپس از آن به کرج منزل خواهر خود وپس از آن به منزل دختر عمه زهره حانم رفتيم وتاساعت ۲ بامداد در آنجا بوديم خيلی  خوش گذشت

روز چهارم : صبح رفتيم منزل باجناق بزرگ ولی منزل نبودند وپس از تماس با منزل پدر خانم مشخص شد که در روز قبل که ما آنجا نبوديم حال پدر خانم بد شده وبه پس از تماس با اوژانس وآمدن آمبولانس  به گفته دکتر اوژانس کاری از دست هيچکس بر نمی آيد واز روز چهارم عيد به بعد ما به همراه ديگر باجناقها در منزل پدر خانم بسر می بريم راستی يادم رفت بگم که ما هر شب تا ساعت ۲ بامداد بر سر بالين پدر خانم بيدار هستيم  وساعت ۶صبح هم بيدار می شويم

امرز صبح ساعت ۶ صبح از خواب بيدار شدم وساعت ۸ صبح در محل کار خود حاضر هستم

دعا کنيد تا انشاالله حال اين پدر خانم ماهم خوب شود

  
نویسنده : مرتضی baghani ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ فروردین ،۱۳۸٤
تگ ها :